ورود به بازار کار مهندسی (۱)

108-500x332گامهایی برای ورود به بازار کار مهندسی – کشف موقعیتهای کاری

وقتی که از پاس کردن واحدها و انجام تکلیف و پروژه های درسی عبور کنید، تازه در آستانه در قرار گرفته اید برای ورود به بازار کار.

اما چگونه باید وارد بازار کار شد؟

یک راه این است که تمام تخم مرغ هایتان را بگذارید در سبدی به نام «استخدام». دولتی و خصوصی اش در بحث ما فرقی نمیکند. اگر شما میخواهید این راه را انتخاب کنید، (که البته در حال حاضر خیلی راه همواری هم نیست!) خواندن ادامه این پست به شما توصیه نمیشود و مطالعه صفحه مشاغل نیازمندیهای همشهری برایتان مفیدتر است…

اما اگر به دنبال این هستید که کسب و کاری برای خودتان راه بیندازید و ببینید که واقعا چند مرده حلاج هستید، ادامه متن را خیلی با دقت بخوانید.

قبل از هر اقدامی، باید فضای کاری رشته تان را خیلی خوب بشناسید؛ این که در رشته شما، نیازها کجاست؟ ببینید که چه مشتری هایی برای دانش و مهارتهای مرتبط با هوافضا وجود دارد و در سوی دیگر، دانش و مهارت خودتان را (بدون هر گونه رودربایستی و به صورت خیلی شفاف) محک بزنید و ارزیابی کنید. دقت کنید که در اکثر رشته های فنی (و البته غیر فنی) در کشور، تعداد دانش آموخته ها بسیار بیشتر از نیاز بازار کار است. پس باید ببینید که «مزیت رقابتی» شما در مقایسه با دیگر دانش آموخته های هم رشته ایتان چه مواردی است…

نتیجه این دو شناخت، مشخص میکند که آیا حوزه ای وجود دارد که شما بتوانید دانش و مهارتتان را تبدیل به پول کنید یا نه؟

فرضا اگر رشته ی شما هوافضا باشد، یکی از حوزه های نیاز بازار که همواره وجود دارد و در حال توسعه هم هست، انواع پهپاد است. وقتی این حوزه را دقیق تر بررسی میکنید متوجه میشوید که مجموعه های متعددی مشغول کار در بخشهای مختلف این حوزه هستند و محصول یا خدمات ارائه میدهند. خب حالا باید ببینید که آیا شما دانش و مهارتی دارید که بتوانید در این حوزه وارد رقابت با مجموعه های موجود شوید یا خیر؟

در این رابطه، زود خسته نشوید و زود هم تصمیم نگیرید. سایتها و مجلات مربوط به رشته تان را مطالعه و پیگیری کنید. در انجمنها، همایشها و کارگاههایی که با رشته تان مرتبط است شرکت کنید و در آنها سعی کنید با افراد مطلع در زمینه بازار کار و صنعت، صحبت کنید و اطلاعات کسب کنید.

اگر دوران دانشجویی را خیلی (!) به بطالت نگذرانده باشید و نیمچه مهارتهایی کسب کرده باشید، طولی نمیکشد که با پیدا کردن تصویر اولیه ای از نیازهای کشور در رشته تخصصی تان، چند حوزه را پیدا میکنید که بتوانید در آنها ادعا کنید و خدمت یا محصول ارائه دهید. به عبارت دیگر، مشتری ها را شناسایی میکنید و میدانید که دنبال چه چیزی هستند و شما کدام نیاز آنها را میتوانید برطرف کنید.

فقط یک نکته را از همین ابتدا در نظر داشته باشید: این راه، پستی و بلندی های زیادی دارد و باید ظرفیتتان را بالا ببرید تا با شکستها و تلخیها، ناامید نشوید و تا حصول آن نتیجه شیرین صبور باشید…

اگر این نوشته برایتان مفید بود میتوانید ادامه آن را در پست های بعدی، پیگیری کنید…

یک دیدگاه درباره “ورود به بازار کار مهندسی (۱)

  1. ایرو

    زدن شرکت راه مطمئنی نیست.
    خیلی ها رو میشناختم که شرکت هوافضایی زدن، ظاهرا هم سواد بالا داشتن و در دوره هایی تونسته بودن به سوددهی هایی برسن اما در آخر ورشکسته شدن و شرکت تعطیل شد.
    همه چیز هم درست بود و فقط شرایط اقتصادی و … کشور باعث ورشکستگی اون ها شد.
    یه عده ی قلیلی رو هم میشناسم که شرکت زدن، ورشکسته نشدن اما الان دارن رو چیزهای دیگه کار می کنن مثل ساخت میخ و صندلی و میز و فریم و … که اینم یه نوع شکست محسوب میشه چون از اول می تونستن بجای هوافضا برن سراغ اینجور شرکت ها.

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *