پارامترهای بال (آشنایی با بال هواپیما)

قبل از بررسي اين تغييرات و نمودارهاي مربوطه با مهمترين پارامترهاي بال بايد آشنا بشيم…اگه بخوام «بال هواپيما» رو خيلي ساده بيان كنم بايد بگم بال امتداد يافته يك «ايرفويل» هستش…در ايرفويل ما جريان دوبعدي رو بررسي مي كرديم ولي در بال، جريان سه بعدي ميشه و مسائل ديگه اي هم در ميان مياد كه باعث ميشه نمودارها و مقادير تغيير كنن…

پارامترهای مهم بال

مساحت بال (S): طراحان هواپيما معمولا ، قبل از طراحي بال و مشخص كردن پارامترهاي بال، مساحت مرجع بال رو بدست ميارند.

ايرفويل (مقطع بال): همانطور كه گفته شد انتخاب ايرفويل مناسب يكي از مهمترين فرايندهاي طراحي بال هواپيماست…ايرفويل رو هم ميشه طراحي كرد و هم انتخاب كرد. طراحي ايرفويل كار سختيه و شركت هاي بزرگ مثل بوئينگ و ايرباس معمولا براي خودشون ايرفويلهاي خاصي طراحي مي كنن. اما براي ما كه تواناييش رو نداريم بهتره كه از ميان انبوهي از  ايرفويلها، يكي رو انتخاب كنيم…خب شايد بپرسيد كه چه ايرفويلي براي بال مناسبه؟… بستگي به ماموريت و شرايط هواپيماتون داره…. مثلا اگه هواپيماتون براي سرعتهاي كم طراحي شده، بايد به دنبال ايرفويلهاي سرعت پايين (low speed airfoil) باشيد. يا اگه هدفتون بالا بودن ضريب برآ هست بايد به دنبال ايرفويل هاي high lift  باشيد و …

 

دهانه بال (b-wing span): مسافت مستقيم بين دو نوك بال هواپيماست. اگه در هواپيماهاي مختلف دقت كرده باشيد هر چقدر كه هواپيما سريعتر حركت كنه، دهانه بالش كوچكتره و اين به كارايي بال در سرعت هاي مختلف مربوط ميشه.

نسبت منظري (AR-Aspect Ratio): اين پارامتر به طور ساده مقدار پهني و نازكي بال رو نشون ميده… يعني بال با نسبت منظري بالاتر لاغر تر و كشيده تره و با نسبت منظري پايين تر، پهن تر و كوتاه تره.

 مقدار نسبت منظري از رابطه زير بدست مياد:AR = wingspan2/wing area

نسبت مخروطي (Taper Ratio): نسبت وتر نوك بال به وتر ريشه بال هست. وجود اين پارامتر مي تونه كارايي بال رو افزايش بده.

 

زاويه عقبگرد يا جلو گرد (Sweep back or Sweep forward): وقتي به بال اين زاويه رو ميديم، باعث زيباييش ميشه… اما فقط زيبايي عامل به كارگيري اين زاويه نيست. Sweep ميتونه براي هواپيماهاي گذر صوتي يا نزديك صوت مفيد باشه. اگرچه در سرعت هاي پايين كارايي بال رو كاهش ميده.

پيچش (Twist): يك نوع از پيچش بال، اينه كه ايرفويل ها حول محور طولي بال (wing span) چرخش داشته باشند (مطابق شكل زير).به اين نوع پيچش، پيچش هندسي ميگن. اما نوع دوم پيچش به اين صورته كه نوع ايرفويل در جهت محور طولي بال تغيير كنه… مثلا در ريشه بال از ايرفويل ناكا ۲۴۱۴ استفاده باشه و در نوك بال از ايرفويل ناكا ۰۰۱۲ استفاده بشه… نوع دوم رو پيچش آيروديناميكي ميگن.

زاويه نصب بال (wing incidence): زاويه ايست كه وتر ريشه بال با محور طولي بدنه هواپيما پيدا مي كند. معمولا معيار تعيين اين زاويه، حالتي است كه هواپيما در حالت پرواز سير (cruise) باشد و بال بيشترين كارايي آيروديناميكي را داشته باشد.

4 دیدگاه درباره “پارامترهای بال (آشنایی با بال هواپیما)

  1. علي زماني

    بنام خدا
    سلام .مطالب در مورد بال خيلي جالب بود ولي اگر طوري پرنده را طراحي كنيم كه همه سطح اطراف بال باشه و نيروي رانش پرنده بطرف بالا و جلو با محبوس كردن هوا و هدايتش با ترتيب خاصي به بيرون صورت بگيرد خيلي از اين محاسبات لازم نيست
    ميشه خيلي راحت طوري طراحي پرنده را تغغير داد كه حركت هوا را در اختيار گرفت و بكمك حركت هوا پرنده را با سرعت خيلي خيلي زياد به حركت در اورد
    تلفن:۰۹۳۳۲۴۸۶۳۰۱

    پاسخ
    • admin نویسنده پست

      سلام، برای مانورپذیری بیشتر هواپیما، با این کار، پدیده جدایش جریان در نوک بال دیرتر (زاویه حمله بیشتر) اتفاق می افتد وبنابراین، سطوح کنترلی یعنی ایلرون ها در زاویه حمله زیاد، قابل استفاده هستند

      پاسخ
  2. بال

    سلام
    ایا برای مقدار طول مرجع هواپیما، در مقادیر مرجع فلونت ، می توانیم از Mean Aerodynamic Chord استفاده کنیم ؟ میشه در مورد مقدار طول مرجع فلونت کمی توضیح دهید.

    ممنون.

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *