مصاحبه با استاد برجسته هوافضا – دکتر محمد صدرایی

عموما دانشجویان ایشون رو با کتاب معروف طراحی هواپیما که میشه گفت تنها مرجع طراحی هواپیما به زبان پارسی هست، میشناسن… در طول سالهایی که هوافضا در ایران تازه متولد شده بود این کتاب یکی از مراجعی بود که خیلی ها ازش در زمینه طراحی هواپیما بهره بردند….احتمالا هر دانشجویی که در رشته هوافضا تحصیل کرده اسم دکتر محمد صدرایی رو شنیده… دکتر صدرایی یکی از اساتید برجسته هوافضا هستند که هم اکنون در یکی از دانشگاه های آمریکا مشغول به تدریس می باشند…

در طی مکاتباتی که  با این استاد گرانقدر داشتیم، موفق شدیم مصاحبه ای مکتوب رو با ایشون داشته باشیم و سوالات خودمون رو از فردی که سالیان زیادی رو در عرصه هوافضا گذرونده بپرسیم… این موضوع می تونه برای خیلی از ما هوافضایی ها اهمیت داشته باشه چون می تونیم از تجربیات شخصی که آشنا به وضعیت این رشته در ایران و جهان هست، بهره ببریم

این مصاحبه بسیار مفیده و به سوالات خیلی ها می تونه پاسخ بده…. مدیریت سایت مرکز مهندسی هوافضا به تمامی علاقه مندان مطالعه کامل این مصاحبه رو توصیه می کنه…متن مصاحبه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

ابتدا کمی در مورد خود و دوران کودکیتان بفرمایید ؟ آیا شما هم آرزو داشتید خلبان شوید ؟

متولد سال ۱۳۴۳ در شهر اراک هستم. در یک خانواده متوسط بزرگ شده ام.  کودکی من مانند هر کودک دیگر، دوران رشد؛ بازی؛ مدرسه رفتن؛ یادگیری و تجربه بود. در دوران کودکی، در اغلب روزها؛ همه بچه های محل بعد از بازگشت از مدرسه؛ دور هم جمع می شدیم و گروهی بازی می کردیم. یک بازی همیشگی و پر طرفدار؛ فوتبال با گل کوچک در وسط خیابان بود. گاهی اوقات بین بچه های محل؛ دعوا و قهر هم پیش می آمد. به هر حال نکته ویژه و برجسته ای نمی بینم که درس آموز باشد.

 یادم می آید که در سال سوم راهنمایی؛ جزء دانش آموزان برتر بودم و جایزه دریافت کردم. به همین دلیل برای مقطع دبیرستان؛ به بهترین و تنها دبیرستان خصوصی شهر اراک (دبیرستان صمصامی) رفتم. در دوره دبیرستان رشته ریاضی-فیزیک را انتخاب کردم؛ چون از همان موقع به حرفه مهندسی علاقمند بودم و قصد رفتن به دانشگاه را داشتم. یادم می آید هر گاه یک دانشجو را می دیدم که زیر بغلش پر از کتاب و دفتر است؛ قدری دچار هیجان می شدم. لازم به یادآوری است که در آن سالها (قبل از انقلاب)؛ اکثر فارغ التحصیلان دبیرستانها به دانشگاه نمی رفتند.

یکی از شغلهایی که از دوران نوجوانی به آن فکر می کردم فضانوردی بود. به آسمان بسیار نگاه می کردم؛ و پرواز پرندگان برایم بسیار جالب بود. هنوز هم آسمان و ستارگان شب یکی از عوامل دعوت من به سکوت طولانی و تفکر است. خداوند خلقت بی همتایی دارد.

۱.شما چه سالی وارد دانشگاه شدید و رتبه قبولی شما چند بود؟

در سال ۱۳۶۲ در رشته مهندسی مکانیک (مقطع لیسانس) دانشگاه تبریز (در همان اولین باری که در کنکور سراسری شرکت کردم) قبول شدم. الان رتبه قبولی ام خاطرم نیست. تا آنجا که یادم هست رتبه همه داوطلبین پنج رقمی بود؛ و فکر می کنم هر کس که وضعیت بهتری داشت رتبه ش به عدد صد هزار نزدیکتر بود. در آن سال فکر می کنم فقط حدود ۱۰% داوطلبین پذیرفته می شدند. در آن دوره؛ هیچ دانشگاهی در کشور رشته هوافضا را ارائه نمی کرد.

در سال ۱۳۶۸ در آزمون سراسری اعزام به خارج از کشور در رشته مهندسی هوافضا (مقطع کارشناسی ارشد) قبول شدم. تا آنجا که یادم هست فقط ۱۲ نفر برای این رشته قبول شدند.

۲. در چه رشته و دانشگاهی قبول شدید و تا مقطع دکترا در چه دانشگاه هایی تحصیل کردید؟ ایا مطابق با علاقه تان بود؟

در مقطع فوق لیسانس؛ از چند دانشگاه و چند کشور پذیرش گرفتم ولی در نهایت به دانشگاه آر-ام-آی-تی (انستیتو تکنولوژی سلطنتی ملبورن) در شهر ملبورن استرالیا (۱۳۷۰) برای تحصیل در رشته مهندسی هوافضا وارد شدم. در سال ۱۳۷۲ به کشور بازگشتم.

در سال ۱۳۸۰ در مقطع دکترای رشته مهندسی هوافضای دانشگاه کانزاس  با بورس کامل پذیرفته شدم. در آن زمان من دو فرزند هم داشتم. به این رشته بسیار علاقمند بوده ام و هستم.

در هر سه مقطع تحصیلی ام؛ رشته دانشگاهی مطابق علاقه ام بود.  

۳. در دوران کارشناسی چه فعالیتهای علمی – پژوهشی داشته اید؟

در دوران کارشناسی؛ به دلیل شرایط پس از انقلاب و جنگ؛ فعالیت عمده علمی – پژوهشی نداشتم. در فعالیتهای غیر تحصیلی مانند انجمن اسلامی دانشکده خیلی وقت می گذاشتم. در این دوران در دو پروژه طراحی و ساخت موتور قایق؛ و پروژه طراحی و ساخت سکو مشغول بودم.

۴. چگونه شد که به دنیای هوافضا قدم نهادید؟

دو دلیل عمده من را وارد دنیای هوافضا کرد: ۱- علاقه درونی؛ ۲- نیاز کشور به علم و تکنولوژی هوافضا. در آن دوران (دهه شصت)؛ هیچ دانشگاهی رشته هوافضا را ارائه نمی کرد. همچنین؛ اهمیت صنعت و تکنولوژی هوافضا در همه زمینه های توسعه یک کشور (از توسعه نیروی انسانی تا قدرت نظامی) کاملا احساس می شد. وقتی هماهنگی علاقه درونی ام را با نیاز کشور به این علم احساس کردم؛ با قوت به تحصیل و تربیت دانشجو پرداختم. هر چه اهمیت و نقش این رشته علمی در هر کشور برایم روشنتر می شود؛ از انتخاب این رشته خوشحالتر می شوم. 

۵. وضعیت علم هوافضا در دوران تحصیل شما در ایران چگونه بود؟

در دهه شصت؛ هیچ دانشگاهی رشته هوافضا را در هیچ مقطعی در ایران ارائه نمی کرد. فکر میکنم در اوایل دهه هفتاد؛ رشته هوافضا برای اولین بار توسط دانشگاه شریف ارائه شد. در دهه هفتاد هم که من مقطع کارشناسی ارشد را شروع کردم؛ این رشته در مقطع لیسانس در چند دانشگاه در تهران ارائه می شد، ولی هنوز در مقطع فوق لیسانس ارائه نمی شد. در اواخر دهه ۷۰ که تصمیم به تحصیل در مقطع دکترا گرفتم؛ تازه یکی دو دانشگاه این مقطع را شروع کرده بودند ولی هنوز در کشور بالغ نشده بود. در دهه هفتاد؛ صنعت هوافضا هم تازه در حال پاگرفتن بود.

۷. تفاوت عمده بین نحوه پذیرش و تحصیل دانشجو بین ایران و کشورهای پیشرفته چیست؟

این سوالی است که نه تنها پاسخ آن آسان نیست, بلکه یک پاسخ منصفانه و دقیق؛ بسیار طولانی خواهد بود. بنابراین پاسخ من نه دقیق است و نه کامل. همچنان من از دیگر کشورها مانند کشورهای اروپایی اطلاع چندانی ندارم. لذا پاسخ من در مقایسه تفاوتهای عمده بین نحوه پذیرش و تحصیل دانشجو بین ایران و امریکاست.

در خصوص نحوه پذیرش دانشجو: در امریکا کنکور سراسری وجود ندارد. هر دیپلمه می تواند از هر دانشگاهی که دلش می خواهد بطور مستقیم درخواست پذیرش کند؛ فقط کافی است که مدارک لازم را ارسال کند (البته الان دیگر همه فرایند آنلاین است و نیازی به ارسال مدارک با پست زمینی نیست). آن دانشگاه هم مستقل از دولت هر داوطلب را که صلاح بداند پذیرش می کند. البته بایستی قوانین فدرال را رعایت کند. مثلا اداره پذیرش نباید بر اساس رنگ پوست؛ جنس؛ و دین تبعیض قائل شود.

 البته یک آزمون (اس- ا-تی) وجود دارد که تقریبا همه ماهه و در همه شهرها و دبیرستانها برگزار می شود. هر دانش آموز می تواند در سال سوم و چهارم دبیرستان؛ هر چند بار که بخواهد؛ در آن شرکت کند و بهترین نمره را به همراه سایر مدارک به دانشگاههای مورد نظرش بفرستد. بسیاری از دانشگاهها نمره این آزمون را در کنار معدل دیپلم ملاک قرار می دهند.

 بعضی از دانشگاههای سطح بالا مانند هاروارد و پرینستون؛ حتی با داوطلبان مصاحبه هم می کنند و همچنین داوطلب بایستی یک انشاء در خصوص ویژگیهای خودش و دیدگاههایش در خصوص آینده شغلی اش بنویسد.

 در آمریکا هیچ دانشگاهی مجانی (بدون شهریه) نیست. در دانشگاههای ایالتی؛ شهریه دوره لیسانس حدود ۱۰۰۰۰-۱۵۰۰۰ دلار در سال است؛ در حالی که در دانشگاههای خصوصی بین دو تا چهار برابراست. مثلا شهریه دانشگاه هاروارد و ام-آی-تی حدود ۶۰۰۰۰ دلار در سال است.

همه دانشجویان می توانند برای شهریه دانشگاه؛ وامهای کم بهره دریافت کنند (معمولا از بانکها یا موسسات خصوصی) که اولین پرداخت می تواند شش ماه پس از فارغ التحصیلی باشد. به همین اغلب فارغ التحصیلان؛ هنگام فارغ التحصیلی حدود ۵۰۰۰۰ تا ۲۰۰۰۰۰ دلار بدهکارند که پس از شروع به کار به طور قسطی پرداخت می کنند (معمولا ۵ تا ۲۰ ساله).  

معمولا زمان درخواست پذیرش اکثر دانشگاهها مصادف با ترم اول سال چهارم دبیرستان است. معمولا اغلب قبولیها هم در دوره تعطیلی بین دو ترم آن سال اعلام می شود. بنا بر این اکثر داوطلبین در ترم آخر دبیرستان می دانند به کدام دانشگاه قرار است بروند. معمولا دانش آموزان از چند دانشگاه پذیرش می گیرند و لذا انتخاب با خودشان است که به کدامیک بروند.

در بسیاری از دانشگاهها؛ دانشجو در سال اول می تواند بدون رشته باشد. در آخر سال اول؛ بایستی انتخاب رشته کند و از سال دوم دروس آن رشته را بردارد. در داخل هر دانشگاه؛ تغییر رشته بسیار آسان است. فقط باید یک فرم پر شود و دانشجو و استاد راهنما امضا کند. تعداد واحد در اکثر رشته ها حدود ۱۲۰ واحد است.

در خصوص نحوه تحصیل دانشجو:

مانند همه جای دنیا؛ سطح علمی دانشگاهها با یکدیگر فرق می کند. بطور کلی سطح علمی دانشگاههای خصوصی (مانند هاروارد؛ ام-آی-تی و استنفورد) از دانشگاههای ایالتی  بسیار بالاتر است. تعداد دانشگاه های سطح بالا در آمریکا بسیار زیاد است. این دانشگاهها در همه ایالتها پخش هستند و اصلا نسبت مستقیم با فاصله با پایتخت (واشنگتن و نیویورک) ندارند. مثلا دو دانشگاه برتر مهندسی؛ یکی در بوستون (شمالشرق) و دیگری در سانفرانسیسکو (جنوبغرب) قرار دارند. انتخاب رئیس دانشگاه با هیئت امناء آن دانشگاه است.

یک منبع اصلی (حدود ۳۰ تا ۵۰ درصد) مالی بسیاری از دانشگاهها هدیه و وقف توسط خیرین است. مثلا یک خیر هزینه ساخت یک ساختمان دانشکده یا کتابخانه را قبول میکند. یا مثلا یک فرد نیکوکار ۱۰۰ میلیون دلار به یک دانشگاه هدیه می کند. یا مثلا یک بنیاد خیریه هزینه توسعه یک آزمایشگاه به عهده می گیرند.

معمولا دانشگاهها در هر سال یک برنامه جمع آوری کمکها (فاند ریزینگ) برگزار می کنند که مبالغ بسیار درشتی جمع آوری می کنند. در این برنامه از افراد ثروتمند برای یک شام دعوت می شود و در طی آن یک فرد معروف سخنرانی می کند و حاضرین را به کمک مالی به آن دانشگاه تشویق می کند. رئیس دانشگاه هم در مورد برنامه های آینده توضیح می دهد. بعضی از افراد نیکوکار هزینه تحصیل تعداد خاصی از دانشجویان را قبول می کنند که این در قالب بورس (و به نام آن فرد نیکوکار) به آن دانشجویان پرداخت می شود.

هر دانشگاه در طراحی رشته و درس آزاد است. فقط بایستی یک سری کلیات را رعایت کند. مثلا تعداد دروس عمومی و ریاضی رشته های مهندسی یک حداقلی دارد؛ و از آن نمی تواند کمتر باشد. در سرفصلهای دروس؛ هر دانشگاه عناوین خودش را ارائه می دهد. مثلا یک درس با یک نام در دو دانشگاه ممکن است سرفصلهای کاملا متفاوتی داشته باشد. 

دپارتمان آموزش (مشابه مجموع وزارت آموزش و پرورش و آموزش عالی ایران) هم قوانین کلی را به دانشگاهها ابلاغ می کند و هم بطور دوره ناظر می فرستد. مثلا طول هر ترم بایستس ۱۶ هفته باشد. اگر به خاطر برف یک روز کلاس تعطیل شد بایستی بعدا آن کلاس جبران شود.

در وسط هر ترم؛ حدود یک هفته تعطیلی وجود دارد. بین دو ترم هم حدود یک ماه تعطیل است. دانشگاهها در انتخاب روز شروع سال تحصیلی مختارند. شروع سال تحصیلی بین دانشگاه با دانشگاه و ایالت با ایالت فرق می کند. مثلا در یک دانشگاه در ایالت کانزاس شروع سال تحصیلی حدود ۱۶ آگوست (۲۶ مرداد) است؛ ولی در یک دانشگاه در ایالت ماساچوست؛ ۳ سپتامبر (۱۳ شهریور) است. تعطیل رسمی در سال حدود ۸ روز است.

 از روز اول تا روز آخر کلاسها بطور منظم تشکیل می شود. من خاطرم است که در ایران؛ معمولا هفته اول سالتحصیلی و هفته قبل از نوروز کلاسها تق و لق بودند. امیدوارم الان دیگر آنطوری نباشد.

 کلاسهای یکساعته برای ۵۰ دقیقه تشکیل می شود. معمولا تاکید بر این است که یک درس سه واحدی در سه روز متفاوت و هر کدام ۵۰ دقیقه تشکیل شود. معمولا امتحانات پایان سال در پنج روز آخرین هفته تشکیل می شود.

 در اغلب کلاسها تخته سفید؛ و در برخی کلاسها همچنان تخته سیاه وجود دارد (منتها با گچ خوب که گرد تولید نمی کنند). در کلاسها معمولا یک کامپیوتر (به همرا اینترنت)؛ و یک پروژکتور وجود دارد که می توان گراف یا فیلمهای علمی در بین درس پخش کرد.

از نظر هوشی؛ بطور متوسط هیچ فرقی بین یک دانشجوی ایرانی و آمریکایی نمی بینم. هم دانشجوی ضعیف وجود دارد؛ هم دانشجوی متوسط؛ و هم دانشجوی بسیار با هوش.

در دانشگاههای آمریکا تقریبا هیچ فعالیت سیاسی عمده وجود ندارد. فقط در سال انتخابات؛ کاندیداها در بسیاری از دانشگاهها یک سخنرانی برگزار می کنند. معمولا دو برنامه سالانه در دانشگاهها برگزار می شود: ۱- در آغاز سالتحصیلی که معمولا سال اولیها شرکت می کنند. ۲- در پایان سالتحصیلی برای فارغ التحصیلان. این دو برنامه خیلی باشکوه برگزار می شود. همچنین در سال چند بار از شخصیتهای معروف و بین المللی برای سخنرانی دعوت می شود. در سطح دانشکده ها و دپارتمانها هم برنامه های جشن و غذا در بعضی مناسبتها مانند کریسمس برگزار می شود.

 در دانشگاهها صدها انجمن علمی و کلوپ دانشجویی (مانند انجمن دانشجویان ایرانی یا انجمن اسلامی دانشجویی) وجود دارد که دانشگاه به آنها بودجه(مثلا سالی ۱۰۰۰ دلار) و امکانات می دهد. لذا فعالیتهای فوق برنامه زیادی وجود دارد. در دانشگاههای بزرگ؛ یک دفتر و یک فرد وجود دارد که مشاوره مذهبی می دهد. معمولا این فرد یک کشیش مسیحی است ولی روی تابلوی دفتر می نویسند که افراد مذهبی اعم از مسیحی؛ مسلمان و یهودی می توانند مراجعه کنند.

در بسیاری از درسهای رشته های مهندسی؛ پروژه طراحی و ساخت وجود دارد. لذا بسیاری از دانشجویان هم دست به آچار و تجهیزات هستند و هم کاربرد تئوریها را می بینند. بدلیل وجود پروژه های تحقیقاتی فراوان در دانشگاهها؛ بسیاری از دانشجویان؛ حتی در سطح دوره کارشناسی؛ عملا عضو تیمهای پروژه ها هستند. در بعضی از زمینه ها دانشگاهها جلوتر از صنعت هستند؛ ولی در برخی زمینه ها صنعت از دانشگاهها جلوتر هستند.

یک قانون جا افتاده و محکم؛ حق مخترع و نوآور است. هر کس برای اولین بار کاری را بکند (طرحی؛ ایده ای؛ دستگاهی)؛ قانون و سیستم از او حمایت می کند. یکی از همکاران تعریف می کرد که پس از اتمام دوره فوق لیسانس؛ یک روز در دفترش نشسته بود (حوالی سال ۲۰۰۰). یک نفر به عنوان نماینده شرکت لاکهید با یک چک ۱۰۰۰۰۰ دلاری وارد دفترش می شود و می گوید ما می خواهیم امتیاز طرحت  را که در پایان نامه فوق لیسانست منتشر کرده ای از تو بخریم. این چک را بگیر و این فرم را امضا کن. دوستم می گفت که من بسیار تعجب کردم ولی پس از قدری صحبت؛ پیشنهادشان را قبول کردم و یکدفعه پولدار شدم.

بعضی شرکتهای خصوصی هستند که بطور مرتب و سالانه  نمایندگانشان را به دانشگاهها می فرستند. این افراد در یک جلسه (که از پیش اعلام و دعوت عمومی شده) اعلام می کنند که هر کس یک طرح و ایده جدید دارد یک فرم را پر کند. اگر طرح خوب باشد؛ ما حمایت و سرمایه گذاری می کنیم و بسته به ارزش طرح؛ مبلغی به صاحب طرح می دهیم. لذا تشویق به نوآوری نهادینه شده است.

هر سال؛ یک برنامه بزرگ برگزار می شود که در آن نمایندگان شرکتهای مختلف به دانشگاهها می آیند و هر یک در یک غرفه شرکت های خود را معرفی می کنند و فرم دعوتنامه برای استخدام (و حتی کارآموزی) به دانشجویان می دهند. یعنی بجای اینکه دانشجو دنبال کار و استخدام برود؛ آنها برای جذب می آیند.

اینها بخشی از نکاتی بود که به ذهنم رسید.

۸. کتاب شما به عنوان یکی از اصلی ترین مراجع طراحی هواپیما در ایران به شمار می رود، چگونه این کتاب را و در طی چند سال جمع آوری کردید؟

این کتاب؛ نتیجه بیش از ۱۶ سال کار و تجربه تئوری و عملی در زمینه طراحی هواپیما است. ایده اولیه؛ هنگامی به ذهنم خطور کرد که برای اولین بار “طراحی هواپیما” را در دانشگاه در سال ۱۳۷۳ تدریس کردم. در آن سال؛ چهار کتاب راسکم؛ تورنبیک؛ ریمر؛ و استینتون در دسترس بودند، ولی هیچکدام را مرجع کاملی نیافتم. برخی از سرفصلها اصلا در این مراجع وجود نداشتند و در بعضی موضوعات هم؛ روش آنها را مناسب نیافتم. بنابر این از همان ترم اول شروع کردم به جزوه نویسی. به دلیل استقبال دانشجویان؛ این جزوه در سال بعد تکثیر و در اختیار دانشجوایان قرار گرفت. برای بهبود؛ از  دانشجویانم نکات زیاد و سوالات فراوانی به دستم رسید. در سال دوم؛ این جزوه تکمیلتر شد و تمام آن نکات را لحاظ کردم و پاسخ آن سوالات را در بخشهای مختلف جزوه آوردم.

 با اصلاحات فراوان و تکمیل بسیاری از بخشها و افزودن چند بخش و فصل جدید؛ در سال ۱۳۷۶ چاپ اول کتاب منتشر شد. تایپ اولین نسخه را آقای مهندس میرزائی (با نرم افزار زرنگار) زحمت کشیدند. با ایشان قرار گذاشتم که تا پنج مرحله؛ نسخه تایپی ویراش  شود. در نسخه اول غلطهای تایپی و و فرمولی بسیار بود. در پرینت پنجم؛ غلط مشهودی ندیدم و آن را به دست چاپ سپردم. در این کتاب؛ یکی از دانشجویانم که اکنون نامش در خاطرم نیست؛ تمام شکلها را با نرم افزار اتوکد کشید. چاپ اول؛ البته یک کار درجه یک نبود ولی واقعا یک کار تالیفی بود و شباهت اندکی با کتب موجود داشت.

 بعد از چاپ اول کتاب؛ همچنان نقطه نظرات علاقمندان؛ خوانندگان؛ و دانشجویان به دستم می رسید. بعلاوه در حین تدریس در سالهای بعد؛ به مرور نکات جدیدتری به ذهنم می رسید که آنها را هم در یک پوشه جمع آوری می کردم. خود را برای چاپ دوم با اعمال بسیاری تصحیحات و اضافات آماده می کردم که سفر به آمریکا برای تحصیل در مقطع دکترای هوافضا با بورس کامل دانشگاه کانزاس پیش آمد. بنابر این چاپهای دوم و سوم بدون هیچ تغییری مانند چاپ اول در ایران منتشر شد. غلطهای تایپی و فرمولی چاپ اول؛ به دلیل عدم حضورم در ایران؛ در چاپهای دوم و سوم تصحیح نشدند.

بعد از سفر به آمریکا؛ چون کتابم را قابل مقایسه و حتی در بسیاری زمینه ها برتر از کتب چاپ شده در امریکا می دانستم؛ به فکر چاپ آن به زبان انگلیسی توسط یک ناشر معروف بودم. در دوران تحصیلم هم با آقای دکتر راسکم چند بار حضوری صحبت کردم؛ و هم با آقای ریمر؛ ایمیلی مکاتباتی داشتم. مثلا به ریمر گفتم که کتاب شما به بعضی موضوعات طراحی مانند “توزیع وزن در هواپیما” و ” طراحی سطوح کنترل” نپرداخته است ؛ و من حاضرم نوشته هایم در چنین زمینه هایی را در اختیارتان قرار دهم؛ و شما در چاپهای بعدی کتابتان آنها را ضمیمه کنید. ریمر در پاسخم نوشت که قصد ندارد در کتابش از نوشته های دیگران استفاده کند. راسکم هم در سال ۲۰۰۵ از دانشکاه بازنشسته شد.

پس از اخذ دکترا؛ ترجمه کتاب طراحی ام به زبان انگلیسی و سپس اعمال اصلاحات و تغییرات؛ و نیز افزودن مطالب و بخشهای جدید بود. در تابستانها و تعطیلات بین ترمی؛ بمرور ترجمه و تدوین اولین نسخه به زبان انگلیسی را شروع کردم. همچنین؛ از همان سال اولی که در امریکا به عنوان هیئت علمی تمام وقت مشغول به کار شدم؛ یکی از دروسی که هر سال تدریس می کردم؛ درس “طراحی هواپیما” بود. با اینکه درسم یک مرجع رسمی داشت؛ جزوه هم می دادم. لذا در سال ۲۰۱۰ اولین نسخه انگلیسی کتابم آماده شد. دانشجویان آمریکایی ام هم از این جزوه استقبال کردند.

در جریان کنفرانسها و مسابقات سراسری در آمریکا؛ از بسیاری از اساتید دانشگاهها و دانشجویان؛ در خصوص مرجع طراحی شان سوال می کردم. اکثریت پاسخها از ناراضی بودن دانشگاهیان از منابع فعلی (بویژه کتب راسکم و ریمر) حکایت داشت. این پاسخها من را به انتشار کتابم مصممتر کرد.

 در همان سال ۲۰۱۰؛ چند فصل را به عنوان نمونه در سایتم قرار دادم. استقبال از آن چند فصل؛ بیش از انتظارم بود. از کشورها و دانشگاههای مختلف دنیا تماس می گرفتند و می خواستند بقیه مطالب را بخوانند. یک تغییر اساسی که در نسخه جدید اعمال کردم؛ مبنا قرار دادن مهندسی سیستمها به عنوان روش اصولی طراحی بود.

 در ابتدا قصد داشتم که از یکی از اساتید آمریکایی به عنوان مولف دوم استفاده کنم؛ حتی با او قرار و مدار گذاشتم که نوشته های مرا مرور کرده و ویرایش کند. متاسفانه ایشان خیلی کند کار بود و من از این بابت بسیار ناراضی بودم. وقتی متوجه شدم که انتشارات جان وایلی ویرایشگر حرفه ای دارد و خودم هم انگلیسی ام بهتر شده بود؛ قرارم را با ایشان در همان اوایل؛ به هم زدم.

وقتی نسخه اولیه را به انتشارات جان وایلی برای انتشار پیشنهاد دادم؛ به سرعت ( پس از حدود سه ماه) تصویب شد. آنها گفتند که از چهار استاد طراحی هواپیما که در مورد انتشار کتابم نظزخواهی شده بود؛ سه نفر موافق بودند و یک نفر مخالف. مشخصات کتاب به قرارزیر است:

 

Aircraft Design: A Systems Engineering Approach, M. Sadraey, Wiley, 2012

هم اکنون خود را برای چاپ دوم آن آماده می کنم.

۹. لطفا در مورد تالیفات انگلیسی خود توضیح دهید؟ آیا برنامه ای یا پیشنهادی برای ترجمه آن به فارسی به شما داده شده است؟

در حال حاضر؛ سه کتاب زیر را به زبان انگلیسی منتشر کرده ام:

۱.     Sadraey M., Aircraft Design; A Systems Engineering Approach, Wiley, 2012

۲.     Sadraey M., Aircraft Performance Analysis, VDM Verlag Dr. Müller, 2011

۳.     Sadraey M., Robust Nonlinear Controller Design for Complete UAV Mission, VDM Verlag Dr. Müller, 2009

کتاب سوم؛ رساله دکترایم است.

تاکنون دو نفر از ایران برای ترجمه کتاب “طراحی هواپیما” یم با من تماس گرفته اند. به هر دو گفته ام که ابتدا باید با ناشر (جان وایلی) تماس گرفته و اجازه بگیرند. چون کپی رایت این کتاب در اختیار ناشر آن است.

۱۰. در صورت تمایل نظر خود را در رابطه با هواپیمای ایران ۱۴۰ و پروژه ملی طراحی و ساخت  هواپیمای مسافربری ۱۰۰ الی ۱۵۰ نفره، بفرمایید، تا چه حد این طرح ها موفق هستند و شما چه پیشنهاداتی برای بهبود این طرح ها دارید؟

اطلاعات من در خصوص هواپیمای ایران ۱۴۰ آن مقدار نیست که بتوانم نظر کارشناسی بدهم. بویژه؛ دقیقا نمی دانم چه درصدی از آن ایرانی؛ و چه درصدی با مشارکت خارجی است. بر اساس اطلاعات ۱۲ سال پیش من؛ این هواپیما قرار بود بومی شدهء هواپیمای اوکراینی آنتونوف ۱۴۰ باشد. بر طبق سالنامه “جینز”؛ در سال ۱۹۹۵ یک قرارداد میان ایران و اکراین امضا شد و قرار شد از سال ۱۹۹۹ ؛ هر سال ؛ تعداد ۱۲ هواپیمای ۵۲ نفره آنتونوف ۱۴۰ در ایران با کیتهای ارسالی از اکراین مونتاژ شود. جمعا ۱۰ کیت تا سال ۲۰۰۳ به ایران ارسال شد. از وضعیت ادامه قرارداد و شرایط فعلی اطلاعاتی ندارم.

 بطور کلی؛ ایده کلی در این پروژه ؛ ایده بسیار خوبی است. البته بستگی به این دارد که با انتقال دانش طراحی ؛ دانش فنی و تکنولوژی ساخت همراه باشد.

پروژه ملی طراحی و ساخت  هواپیمای مسافربری ۱۰۰ الی ۱۵۰ نفره؛ یک پروژه بنیادی و بسیار مهم است.  صنعت هوافضا یک صنعت بسیار گران و مادر است و لذا صنایع جانبی فراوانی دارد. ورود کشور به این حوزه دستاوردهای زیادی به همراه خواهد داشت.

۱۱. مشکلات صنعت هوایی ایران را چه می دانید؟

من هم اکنون بیش از ۱۱ سال است که در ایران زندگی نمیکنم؛ بنابر این، نمی توانم اظهار نظر کارشناسی بکنم. بر اساس اطلاعت کلی ام؛ ایران از نظر دانشمند؛ مهندس؛ و متخصص هوافضا؛ مشکل عمده ای ندارد. مشکل در برنامه ریزی دراز مدت است که به دلیل تغییر مداوم مدیران؛ تغییر قوانین؛ و بخشنامه های جدید؛ و همچنین کمبود اعتبارات؛ ثبات را متزلزل می کند. در سال ۱۳۷۹ یک مقاله در کنفرانس هوافضای ایران که در اصفهان برگزار شد؛ منتشر کردم که به برخی موارد مرتبط به این سوال اشاره کرده ام. فکر می کنم سپردن امور غیر کلان به بخش خصوصی؛ و ایجاد زمینه رقابت؛ بسیاری از مشکلات را حل خواهد کرد.

۱۲. در حال حاضر مشغول انجام چه پروژه هایی هستید؟

در حال حاضر؛ علاوه بر کار روی یک کتاب؛ در زمینه پروژه هواپیمای بدون سرنشین که با انرژی بادی پرواز می کند مشغول تحقیق می باشم. 

۱۳. آیا در آینده قصد بازگشت به کشور را ندارید؟

البته که در آینده قصد بازگشت به کشور را دارم. بار قبل، در سال ۱۳۸۸ که به کشور بازگشتم؛ امکان کار و استخدام دائم برایم فراهم نشد. در آن سال؛ جهت استخدام به چند دانشگاه مراجعه کردم و حدود شش ماه در ایران ماندم. از میان آنها تنها دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی به اینحانب پیشنهاد کار و استخدام داد. حتی یک ترم هم بصورت حق التدریسی در آن دانشگاه تدریس کردم. مسئولین محترم وقت دانشکده هوافضا و دانشگاه بسیار همکاری کردند.

 پس از حدود شش ماه؛ به من رسما گفته شد که به دلیل قانون جدید مجلس؛ استخدام هیئت علمی تمام وقت که بالای ۴۵ سال سن دارند ممنوع است. در آن سال؛ من ۴۶ سال سن داشتم. البته این هم گفته شد که باید با مقامات بالا مذاکره شود و سعی شود مجوز انفرادی گرفته شود. من که به نتیجه این امر امیدوار نبودم؛ نمی دانستم که تا چه مدت بایستی بدون حقوق ماهانه در ایران صبر کنم. بنابر این مجبور شدم به امریکا برگردم.

 در امریکا شرط سنی برای استخدام وجود ندارد؛ و حتی افراد با سنین بالاتر ترجیح دارند؛ زیرا دارای تجربه بیشتری هستند. بنظر من؛ این مصوبه مجلس اشتباه است و جلوی استخدام اساتید با تجربه گرفته می شود. امیدوارم این قانون اصلاح شود.

در حال حاضر هر یک تا دو سال؛ یکبار به ایران سفر می کنم و حدود یکماه در تابستان در ایران اقامت میکنم. در این مدت به دیدن والدین؛ اقوام و دوستان می روم؛ سفر ایرانگردی و زیارتی دارم؛ و بعضا سمیناری هم ارائه می کنم. هر گاه از استخدام رسمی به عنوان هیئت علمی یک دانشگاه مطمئن شوم به ایران عزیز باز خواهم گشت.

۱۴.محبوبترین هواپیمای شما از دیدگاه هنر طراحی کدام است ؟

در تاریخ بیش از صد ساله صنعت هوافضا؛ هواپیماهای بسیاری از دیدگاه طراحی؛ نمره عالی کسب کرده اند. قضاوت در خصوص هر هواپیما؛ بایستی بر مبنای سطح علم و تکنولوژی در سال طراحی و ساخت باشد. شرکتها و صنایع هوایی بسیاری از جمله بوئینگ، ایرباس، لاکهید مارتین، نورتروپ گرومن، مک دانل داگلاس، سسنا، امبرائر، بمباردیر؛ داسو، میل، سوخو، توپولف، ساب، پیلاتوس، آنتونوف، بیچکرفت، میگ، بل، هاوکر، پایپر، سیکورسکی، بی ای ای، گالف استریم، اسکیلد کامپازیتز (روتان)، هواپیماهای درجه یکی طراحی و تولید کرده اند. پر فروش ترین هواپیماها و هواپیماهایی که رکوردهای پروازی را شکسته اند؛ محبوبترین هواپیما هستند و من نمی خواهم نام هواپیمای خاصی را ببرم.  

موفق باشید

محمد صدرایی

۲۲ اسفند ۱۳۹۲
۱۳ مارچ ۲۰۱۴

2 دیدگاه درباره “مصاحبه با استاد برجسته هوافضا – دکتر محمد صدرایی

    • admin نویسنده پست

      شما می تونید از طریق سرچ انگلیسی اسم ایشون، پیج شخصی ایشون در سایت کالجی که درس می دهند پیدا کنید. ایمیل ایشون اونجا ثبت شده است.

      پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *