تفالی به دیوان خواجه در ایام امتحانات…!


در اوهام خود مستغرق بودم که ناگاه بدیدم آموزشی خادم به درب عمارت مکتب خانه نزدیک گشته  و اوراقی را به آبگینه های در آویخته…. و در اثرش جمعیتی که به آن اوراق حمله ور شدندی و یکدیگر را مجال ندادندی که از شدت تعجیل ٬حالشان وصف ناشدنیست…!


با کاوش از اطرافیان بفهمیدم که همین اوراق است٬ شماره نشستنگاه های ناهموار…. در آن آزمون های صعب و دشوار ….همانجا که هست قتلگه شاگردان بسیار …. بعد از کش و قوس بسیار و ناله های بی شمار به رقم نشستن خود واقف و به بسوی قتلگاه موعود رهسپار …

آن دم که به درب مکتبخانه واصل شدم همی دیدم که پرده ها آویخته و فن کویل ها پر از گرمای ریخته٬ و در آن بین بانوی اول دربار را بدیدم به همراه جمع خیلتاشان و نوکران و چاکران با چهره ای غضبناک٬ و جماعتی از ترس این هیبت، هولناک!

 


بر جای خود بنشستم و دم بر نیاوردم تا اوراق آزمون در مقابل پدیدار گشتندی… گویا لب و لوچه و گریبانم آرام و سکون نداشت…! قصد کردم که بغضم را از این وضع بترکانم اما چه کنم…!!


با خود نجوا کردمی: که این چه سوالات است؟ گویا منحرف گشتم و در آزمونی دگر پا نهاده…. اما بعد از پرس و جو فهمیدم که درست است این خرابه… آزمون طیران طیاره ….پس چرا پرسشهای این آزمون اصلا قرابتی با این علم ندارد !؟ 

به ناگاه سلطان الاساتید وارد گشت… 


با خود بگفتم که استغاثه ای به سوی استاد برم شاید گره این آزمون باز گردندی … به استاد عرضه داشتم: ای بزرگ سلطان کبریایی که در عرصه پرواز تا نداری٬ با ما بینوایان چه پدر کشتگی داری؟ ای ژیروسکوپ لایتناهی٬ ما را بنما راهنمایی!

 

قربان    ديدگانت    استاد   جان     خدا   را ……………..جانا    محبتي  كن    اين   بنده     خدا   را

من  مخلص  تو هستم   اصلا  فداي   كفشت……………..با نمره اي  بخندان   اين   قوم   بينوا   را

 لطفي   نما  تو  بر   ما   اندك   عنايتي   كن………………….. باور  نما   نگويم  با  غير    ماجرا    را

 استاد  جان  كرم  كن  بر  ما  مگير  خرده……………. كاين جزوه اي كه گفتي دق مرگ كرده ما را

 چند   اسم  خارجي   را با چند  شكل   درهم………… تحويلمان   تو  دادي   آخر  چه  سود  ما  را

 هر  وقت   ديدمت  من  جسمم  به  لرزه افتاد……….. گويي  كه  موش  بيند  آن   گربه ي  بلا  را

 آن  صفر را كه خرخون  ام الجنايتش  خواند……………… از  ما تو  دور  گردان  آن  صفر  بي  صفا را

 

خلاصه آنگه  بر ما هویدا شد که در این استغاثه ٬ استجابتی نیست٬ پس همان روش معمول را پیش گرفتیم که همانا دوای هر آزمون همین است! 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *